عــــــــــــــــــــــاشـــــــقانه ها

تو ﻣﺎﻝِ ﻣَﻨﯽ
ﺧﻮﺩﻡ ﮐﺸﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺗﻮ ﺑﺎ "ﻣﻦ" ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ
ﺑﺎ "ﻣﻦ" ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺩﺭﺩِ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻣﻦ " ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ !
ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼِ "ﻣﻦ " ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺒﺖ، ﺑﺎ " ﻣﻦ" ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺗﻢ، ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾﻢ
ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭﻡ، ﺑﺎ ﻏﯿﺒﺘﻢ
ﺗﻮ ﻣﺎﻝِ ﻣﻨﯽ
ﺍﯾﻦ ﺑﻼﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﻡ ﺳَﺮَﺕ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ
ﺑﻪ " ﻣﻦ" ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ "ﻣﻦ"
ﻓﻘﻂ "ﻣﻦ" ﺑﺸﻨﻮﯼ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ
ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ؟
ﺑﻌﺪ، ﺧﻮﺩﺵ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺳَﺮِ ﺟﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ؟
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﺗَﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟
ﺍﺷﮑﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ
ﺑﻌﺪ، ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ
ﺗﺎ ﺗَﻪِ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧَﻔَﺲ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ؟

++ مخاطب آقایه مهربونم

++ اتفاقای خیلی خوب خداجونم مرسی،خیلی میخامت!

یکشنبه 25 خرداد1393 19:55 بـ ه قـلمـ پريسا
 گفته بودم

 مثل ِ هیچکس نیستی

 هستی

 مثل ِ تمام مردها . . .

 فقط !

 با تـــــو 
 

عاشقم !

 

++ مجوز ندادند؛می گویند شعرهایت حرام است هرکس می خواند مست می شود!الکل ندارد،من از چشمان تـــــو می نویسم!

++ باور کن برای کشیدن چشمهایت تمام مدادهای سیاه من تمام میشود و چشمهای تو نا تمام می ماند!

++ بغض که می کنم به یاد خنده هایت... قهر می کنند اشک های حسود من!

++ چرا لبخند تو از شعر های من قشنگ تر میشود؟؟؟

یکشنبه 8 دی1392 0:49 بـ ه قـلمـ پريسا
من عــاشقت هستـم

چشمات که می دونه

وقتـی غــزل می گــم

بــا من کـــه می خونه

من عــاشقت هستـم...

چشمــای تــو دنیـاس

مــرد منــی عشقــــم

دنیـــای مـن زیبـــــاس

++ بگو " دوستت دارم " تا به جای پیراهن زندگی ام را تنت کنم !

++ تو که باشی برایم کافیست مگر جز نفس چه میخواهم؟!

++ پیله کرده ام به تو نمیدانی پروانه شدن در آغوشت چه عالمی دارد...

 

پی نوشت : سلام به همه دوستان و همراهانم بابت تاخیر طولانی مدتم عذر میخام بدلیل اینکه به تازگی زندگی مشترکمو شروع کردم نتونستم به موقع به روز رسانی کنم ،یک دنیا ممنون که تنهام نزاشتین

سه شنبه 16 مهر1392 19:52 بـ ه قـلمـ پريسا
عــشـق ؛

زیـــــبـاتـــریــن لـــذّتـــیـست ..

کــه بـه وقــت ِ ارتـــکاب ِ آن ..
...

خـــــدا ،

بـــــرای ِ بـــــشر ..

ایــــستــاده “دســـت” مــــــیـزنــــد

 
 
++ یه معجزه یه اتفاق خوب خدایا تنهام نزار ...
سه شنبه 15 مرداد1392 15:19 بـ ه قـلمـ پريسا
 بسته راهِ نفسم بغضُ و دِلم شعلهِ وَر است
 چون يتيمي كه بهِ او،
 فُحشِ پدر
 داده كسي...

 

++ آنلاين ...که ميشوي...دستم...به لکنت مي افتد...

++ سخت بود فراموش کردن کسی که با اوهمه چیز و همه کس را فراموش می‌کردم!

++ دلم، "دیوانهِ" بودن با تُو را می‌خواست...!

سه شنبه 11 تیر1392 18:8 بـ ه قـلمـ پريسا
سـ۷م

این سـ۷م همان امیدیست برای آنهایی که رای دادن و حتی آنهایی که رای ندادند ... مهم روشن شدن امید در دلهاست ... آقای روحانی رییس جمهور آینده سرزمینم ایران ..
. بدانید خواسته یا نا خواسته دلهای خسته از درد، فقر، تحریم، بسته بودن درها، بی کاری، بی حرمتی به هنر و به واقع بی حرمتی به این خاک و سرزمین را اندکی با حضورتان روشن کردید ...

پس بایستید برای سرزمینمان و مردممان بدون دشمنی، بدون کینه، بدون تفرقه و در کنارمان بگویید دوباره میسازمت وطن ...

.زنده باد بهار هزار رنگ ایران زمین و زنده باد نام یارانی که دیگر در کنارمان نیستند

یکشنبه 26 خرداد1392 13:1 بـ ه قـلمـ پريسا
او رفت اما ماندنی شد ....
با رای به دکتر حسن روحانی،
 تصمیم تاریخی دکتر عارف
را ارج نهیم و شوری مملو از شعور
بیافرینیم.
سه شنبه 21 خرداد1392 12:42 بـ ه قـلمـ پريسا
  

 تمام روز خوشحالم تمام شب یکی دیگه م

 من از حالم به این مردم دروغای بدی میگم

 

++ زمين گير شده ام پاي زندگي ام در گچ است !عصايم باش ،من خوب نمي شوم !

++ تا بخواهی پشت پایت اشک ریختم زودتر برگرد مسافر جاده های بی برگشت ...

++ بی وفاتر از روزگار نديدم بي تو دارد مي گذرد !

 

پی نوشت: با عرض معذرت خدمت دوستای عزیزم که به من خیلی لطف دارن شاید دیگه هیچوقت این وبلاگ آپ نشه .

جمعه 17 خرداد1392 12:32 بـ ه قـلمـ پريسا
برای خوشبختی چیز زیادی نمیخواهم ...

همین که آغوش تو باشد و

هرم لبانت...!

 

++ وقتی نیستی حسی مبهم دارم ؛ شبیه کسی می شوم کمی زیاد مُرده !!!

++ نباشی ... قندها هم شیرین نیستند ... به همین چای یخ کرده قسم !

++ در آخرین بوسه لبخندم روی لب هایت جاماند.

++ لینک نمیکنم!

جمعه 13 اردیبهشت1392 19:41 بـ ه قـلمـ پريسا
 اگر آمدى

به دلت بد نيار

شهر همان شهر است

كوچه همان كوچه خانه همان

... تنها من،

كمى مرده ام .

 

++ مگر تو باران را دوست نداشتی ..؟برگرد و ببین آسمان چشمانم را برایت بارانی کردم...

++ کجایی ... ؟ هی پشت این گوشی جای شماره ، گریه ام را میگیرم ...

++ برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای! ویرانه ای از پوست و استخوان...

 

 

پی نوشت: بابته تاخیرم عذرمو پذیرا باشید.خدمت دوستان و جناب شوکران عرض کنم من اس ام اس نمینویسم این سبک شعر کوتاه یا سه گانی هست .


یکشنبه 1 اردیبهشت1392 13:6 بـ ه قـلمـ پريسا

 اگر قرار باشد چشم هایت

  اینگونه جادویم کنند

 از ھمین آلان تآ ھمآن ھمیشه ات

 قافیه رآ باخته ام !

 

++ به چشم هایت بگو  انصاف هم خوب است دیگر طاقت ندارم !

++ من حرمسرایی دارم از درد "تـــــــــــــــــــــو" سوگلی آن هستی!

++ هر روز بی  "تـــــــــــــــــــــو" خط عمر کف دستم کوتاه تر میشود!

 

بعدانوشت : ممنون از جناب شوکران ولی باید بگم اصلا وقت ندارم و آپ کردنم هم بخاطر استقبال دوستان بوده به خاطر کم کاری و کوتاهی کردنم عذر میخوام از همه ...

دوشنبه 19 فروردین1392 20:9 بـ ه قـلمـ پريسا
نبودنت در من قدم می زند،

من زیر ِ باران!

تو دور میشوی، من خیس!

این دِلبری های ِ بهار است،

نیامده دیوانه می کند،

... کوچه را از تنهایی...!

 

++ من چسبیده ام به روز روز زندگی ات سال را باید با من تحویل بگیری ...

++ بگو کدام راه تو را می آورد تا من بهار را معطل کنم ...

++ بهارتون مبارک ...

شنبه 3 فروردین1392 13:55 بـ ه قـلمـ پريسا
در دلم آرزوی آمدنت می میرد،

رفته ای اینک، امّا، آیا بــــــاز می گردی؟!

چه تمنای محالی دارم ....

خنده ام می گیرد!

++ زیر چشم آرزوهایم کبود شده ... سیلی محکمی بود باور بی وفایی اش.

++ راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود! تو هیچ کجا نیستی...

++ ای کاش، نبودنت را هم با خودت برده بودی!

سه شنبه 22 اسفند1391 0:5 بـ ه قـلمـ پريسا
باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم
 
تقصیر باران نیست...می گویند: بی تابم...!

گاهی تو را آنقدر می خواهم به تنهایی
 
طوری که حتی بودنم را بر نمی تابم
 
هر صبح ،بی صبحانه از خود می زنم بیرون
 
 هرشب کنار سفره ،بُق کرده ست بشقابم

بی تو تمام پارک های شهر را تا عصر
 می گردم و انگار دستی می دهد تابم

شب ها که پیشم نیستی...خوابم نمی گیرد
 
 وقتی نمی بوسی مرا...با "قرص" می خوابم...!
 
 
 
 
++ لینکا تکونده شد.
دوشنبه 14 اسفند1391 1:43 بـ ه قـلمـ پريسا
وسعت نبود تو . . .

به اندازۀ تمام دنیای من است

تا آنجا که چشم کار میکند...

جای تو خالیست
 
 
++ ضرورت بودنت همیشگیست، فرقی نمیکند چه در کنار من... چه در خاطر من...
 
++ مرد میـــخواهد ... خـــــاطره ها را بــــدون اشــــک مــــرور کـــردن!
 
++ حسش نیست...

جمعه 4 اسفند1391 13:41 بـ ه قـلمـ پريسا
 حتی اگر حرفی هم نبود

شماره ام را بگیر و فقط بخند

وقتی میخندی

زمان می ایستد 

ودر زیر پوستم انگار پرنده ای 

برای رهایی پرپر میزند  

 

++ اگر مرده‌ای، بيا و مرا ببر و اگر زنده‌ای هنوز لااقل خطی، خبری، خوابی، خيالی ...بی‌انصاف

++ راست می گفتی !من به درد تو ... نمی خوردم !ولی به درد تو من ! نمی مردم ؟
 
++ همین که تو میدانی دوستت دارم کافیست بگذار خفه کند خودش را دنیا...
 
 
پی نوشت: لینکا تکونده میشن و با وبلاگای خاص تبادل لینک میشه
سه شنبه 17 بهمن1391 18:20 بـ ه قـلمـ پريسا
تـو چـه مـیفـهـمـی از روزگـارم ....

از دلـتـنـگـی ام ...

گـاهـی بـه خـدا الـتـمـاس مـیـکـنـم ...

خـوابـت را بـبـیـنـم ...

مـیـفـهـمـی ؟!!

فـــــقــــــط خـــوابــــــت را !!!

++ من،عاشقانه هایم را در گوشِ نسیمی زمزمه کردم که از حوالی چشـــــــــمانِ تو عبور می کرد...

++ با مرورِ تو هیچ چیز عوض نمی شود تنها تو را از بَر می شوم!
 

++ بابت تاخیرم عذر میخام جبران میکنم!

دوشنبه 9 بهمن1391 0:45 بـ ه قـلمـ پريسا

غبطه می خورم ...

به " او "

که بیشتر از من

کنار تو نفس می کشد...!


 

++ نمی دانستم دست مرا از پشت بسته ای؛حتی در فراموشی!

++ در بین نظرات خوانندگان وبلاگم یک نفر بی نام و نشان هست که من عجیب امیدوارم آن یک نفر..تو باشی!

++ تا بعد از ایام امتحانات آپ نمیکنم.

شنبه 9 دی1391 18:22 بـ ه قـلمـ پريسا
یلدای من

بی گمان خواب طولانی

چشمهای توست!!!
...

چرا که...

کوتاه ترین روز زندگی ات من بودم!!!

 

++یلدای امسال مواظب خودت باش!! می گویند دنیا تمام می شود؛و تو ، دنیای منی...
 
++زمستان هر چقدر هم سرد باشد من در گرمای آغوش تو ظهر تابستان را قدم می زنم...

++ تولدم مبارک ...

چهارشنبه 29 آذر1391 18:34 بـ ه قـلمـ پريسا
بهشت ،

نه مکانی بعد ِ مرگـــ !

زمانی ست به وسعت ِ زندگی...

که تنم محصور ِ

بازوان ِ توست !

 

++ تو مردانه ، نیاز که میشوی...چه زنانه لذتی ست ناز کردن !

++ اشک هایم را می بوسم وقتی در نبودنت برایم  خودکشی می کنند!

++ دستم را بگیر و ببین تنهایی چه کاری با آدم مـی کـنـد!

++ بــه مــن قـول بـده تـا ابـد مـواظـب خـودت میــمــونـی چـون دیـگـه نـیـسـتـم کــه یـــآدآوری کـنـم...

جمعه 17 آذر1391 16:15 بـ ه قـلمـ پريسا
بسته ام

مثل چشمان سياهت

چترم را

...

ديگر باران است

كه آبرويم را مي خرد !

 

++ خوش‌بین نیستم! ولی این بغض خوش خیم‌ است وقتی خفه‌ام نمی‌کند!

++ ما چه زود تمام شدیم یک دل سیر نگفته بودم قدِّ هوا می خواهمَ ت!

++ در خلوتت به عاقبتم فکر کرده ای؟!


چهارشنبه 8 آذر1391 1:7 بـ ه قـلمـ پريسا

نه تو را مظلوم نمی خواهم


تو مستدل تر از آنی که مظلوم باشی

 

مگر خورشید هم مظلوم میشود؟!

 

++ چه شکیبا بود عطش کوتاهت در کربلا تمام تاریخ را سیراب کرد...

++ کاش با حسین باشیم یا حسین گفتن حرف است و حرف باد هواست.

 

بعدانوشت:خیلی از پستا به دلیل عوض کردن قالب وبلاگ مخفی شدن بعد از این ایام قالب عوض میشه.


 

دوشنبه 29 آبان1391 0:51 بـ ه قـلمـ پريسا
این جماعت می گفتند اشکهایت را

خرج رفتنش نکن...

راست می گفتند

بی من

تو مفت هم نمی ارزی...

 

++ من سرم را بالا گرفتم چون بازی را به کسی باختم که با خیانت برده بود...

++ آرامم... آرامشم این روزها مدیون همین انتظاریست که دیگر از کسی ندارم!

++ هر کس از این دنیا چیزی برداشت؛من از این دنیا دست برداشتـــم...

 

پی نوشت: حوصله نوشتن ندارم! همین روزا لینکا تکونده میشه ...

دوشنبه 22 آبان1391 18:14 بـ ه قـلمـ پريسا
من گمان میکردم

رفتنت ممکن نیست

رفتنت ممکن شد!!

 باورش ممکن نیست...

 

++دروازه ي بهشت چشمهاي تو بود بستي تا در اين جهنم يخ بزنم !

++ خدایا حواست هست؟صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید

که تو از رگش بهش نزدیکتر بودی ...

++خدایا چرا مرا اینقدر ضعیف آفریدی که چیزی از حکمت تو نمیدانم ...؟!

++ باباییم (بابابزرگم) رفت...

بعدا نوشت: سرفرصت به همه دوستان که منوبه وبلاگاشون دعوت کردن سرمیزنم.

ممنون از حضور مداوم و صمیمی دوست عزیزم جناب فردیان.

جمعه 12 آبان1391 2:34 بـ ه قـلمـ پريسا

لرزش صدایم،مال سرمای هواست

این پرده ی اشک روی چشم هام هم ،همین طور

چیزیم نیست به خدا

من فقط، دلواپس توام..

لباس گرم در چمدانت گذاشتی؟


++ بدون من هوا سرده ،الان گرمی نمیفهمی...

++ عطر بارون، با بوی نبودنت بهونه میده دست ِ باریدنم !

++ بارون میاد خیلی دلم گرفته ...


چهارشنبه 3 آبان1391 14:49 بـ ه قـلمـ پريسا
 

می آیی

در آغوشم می گیری

روی موهای شقیقه ات دست می کشم

مگر خیال ها هم

پیر می شوند؟

 

++ عمرم رفت ،موهايم سفيد شد،كمرم شكست بي خيال...تو خوبي آقای ديوار ؟!

++ نقطه ضعفت،موهای بلند من بود می خواهم کوتاهشان کنم بر نمی گردی؟

++ می گویند نا امیدی از درگاه خداوند کفر است من کافر نیستم، وتو بر می گردی...

 

بعدا نوشت:آخه چرا آدرس نمیزارین کلی نظر و دعوت بدون آدرس؟؟!!!

سه شنبه 25 مهر1391 11:45 بـ ه قـلمـ پريسا

از دیروز که لبخند زدی هزار سال میگذرد

 تو رفته ای ...

و لبخندت به جا مانده که امروز به من میخندد... 

 

++ کاش روزهای دلتنگی من مثل دوست داشتن های تو کوتاه بود...

++ سهم من از تو همین دلتنگی هاییست که میایند و خیال رفتن ندارند...

++ نوشته هایم... روزی گریبان گیرت میشوند ...آنقدر که بینشان " آه "کشیدم...

چهارشنبه 19 مهر1391 0:28 بـ ه قـلمـ پريسا
ساعت خانه ام روی زمان رفتنت ایستاده ،

از آن روز به بعد زمان را همینجا نگه داشته ام

 برگرد... نترس آب از آب تکان نخورده

 احساسم هنوز دست نخورده باقی مانده

فقط سازشت را زیاد کن با موهای سپیدم...

 

 ++ تو هروقت دلت خواست برگرد اینجا هرگز پشت سر تو پلی خراب نمیشود.

++نه اینکه زانو زدہ باشم... نه!!!! فقط تنهایی سنگین است!!

++حسادت نکن!اینکه بعد از تو بغل گرفته ام زانوی غم است...

 

چهارشنبه 12 مهر1391 21:15 بـ ه قـلمـ پريسا
بگـــذر تابستان

حالم با تـــو خوب نمی شـــود

پاییــز حال مرا خوب می شنـــاسد...

 

++ شاید امسال با همین پرستو ها کوچ کردم ! اما دیگر نمی آیم ...

++ از امروز به بعد هر اتفاقی که بیفتد تقصیر پاییز است و چشمهای تو,

 به من ربطی ندارد اصــلــاً...

++ پاییز مبارکـــــ

سه شنبه 4 مهر1391 22:46 بـ ه قـلمـ پريسا
" خداحافظی ات "

عجب خرابه ای به بار آورده!

نگاه کن ...

مدت هاست در تلاشند

مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!

 

++ دروغ چرا؟بعد از " تو" هیچ چیز قصد گذشتن ندارد،

زمان جای خود دارد!

++ رد پای رفتنت زیر چشمهایم خودنمایی میکند!

++مردنم می آید در پس اینهمه زندگی کردن بی تو.

++ حس میکنم دنیا خالیست مگر تو چند نفر بودی؟

 

 

دوشنبه 27 شهریور1391 1:25 بـ ه قـلمـ پريسا


طراح : صـ♥ـدفــ