عــــــــــــــــــــــاشـــــــقانه ها
دلم .... یک شب تنهایی می خواد بایه عالمه تو و گوشه کنارهای آغوشت!!! ++ موهایم را آنقدر کوتاه میکنم تا خاطره انگشتانت را از یاد ببرند... ++ مثل سیگارست،خاطره حال می دهد اما... از درون میپوساندت... ++ از نا میترسم... وقتی تیری میشود و " مردی ات " را نشانه میرود... من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو !! درد آورست من آزاد نباشم که تو به گناه نیوفتی ، قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمانت می آیند ، تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم !! (زنده یاد سیمین دانشور) ++ تقدیم به تمام زنان ایران . ++ ولادت بانوی بزرگ مبارک . ++ مامان جونم عاشقتم . برای دوست داشتنت از من دلیل میخواهند، چشمانت را به من قرض میدهی؟؟! ++گفته بودی که ما به درد هم نمی خوریم،اما هرگز نفهمیدی... من تو را برای درد هایم نمیخواستم... ++ من تورا به دلم قول داده بودم... نگذار بد قول شوم ! ++این شب ها چقدر گرفته است مثل حال من ... ديگر هواي برگرداندنت را ندارم هرجا كه دلت مي خواهد برو ... فقط آرزو مي كنم وفتي دوباره هواي من به سرت زد. آنقدر آسمان دلت بگيرد كه با هزار شب گريه چشمانت باز هم آرام نگيري !! ++ عزیزم تو سراپا ادعا بودی انکار نکن عشقت را چشیدم طعم کشک میداد.. ++ آفت گرفت خرمنی که هر روز سرش وعده میدادی ! به حساب ضعف و بي كسي ام نگذار دلم به چيز هايي پايبند است كه تو ديگر يادت نمي آيد ... ++ دلم پر است، چنان كه گاهي اضافه اش از گوشه چشمم بيرون ميچكد. ++ اندوه كه از حد بگذرد جايش را ميدهد به يك بي اعتنايي مزمن ... و هر شب ... تو نزديك همان خواب خوبم هستي فكر ميكنم تا خوشبختي ام يك غلت ديگر مانده ... و اين غلت هاي لعنتي!!! من را از خواب بيدار ميكنند هرشب ... ++فقط بگو چگونه رفتن ات را تاب بياورم وقتي آغوش من هنوز بوي بودنت را ميدهد ؟؟ ++ تبادل لينك با دوستاني ميشه كه فقط هدفشون لينك شدن نباشه!!!! ++چند وقت ديگه باز تكونده ميشن لينكاي باقي مونده هم خيلي باوفا نيستن!!! تا چند روز دیگه لینک تکونی میکنم . چیزی شبیه حس تنهایی آنگاه که آغوش می گیرم تمام دلتنگی هایم را بجای تو ++ اینها که می نویسم ، مرثیه ست برای دلی که دارد در دستانم جان می کـََنـَد نه ؛ صبـــر کن ... اینها فاتحه است ++ درد میکشد بغض وقتی اشک هم آرامش نمیکند !! آن همه دروغــــــــــــی که به خوردم داده ای ... چه ســـــــــــــــــــــــاده باورم شــــــده بود، دوستــ تـــــــ دارم هایتـــــــــــ را.... ++دلم یک عالمه سکوت میخواهد،اما نه از آن سکوتهایی که از رضایت است! ++این روزها دلگرمی میخواهم وگرنه چیزی که زیاد است سرگرمی!! ++تنها بودم با تو تنها تر شدم ... بي غيرت تر از سگ چشمانت حيواني نديدم ! دلم زير دندانهاي يك گله گرگ تكه تكه شد و... صدايش در نيامد ! ++ نفسم مي گيرد دامان تمام رفتن هايت را ! بمان مثل آهم كه از تو به سادگي نمي گذرد ! ++ آنقدر دلگيرم از تو كه با هيچ اشكي دلم باز نمي شود ! مـــــــــن زخمــــــــهای بی نظیری به تــن دارم ++ اگر او برای تو ساخته شــده ، من برای تو ویـــــــــــــــران شده ام!! به جان چشمانت !! اینبار آنچنان رفتنی ام ... که ، کاسه های آب را هم قسم دهی نه آن روزها باز میگردند و نه من ++ گاهي آدم لال ميبشود حرف دارد ولي كلمه ندارد! ++ دلم بدجور گرفته ... و من ميروم... كه بچشم طعم دوباره آغاز شدن را و يا تمام شدن را كه فارغ از تمام تو چند وقتي را سر كنم كه ببينم ميشود يادت ديگر پرسه نزند در من و تمامت فراموش شود در ذهنم ... ++آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمیکــــنند ... !!فــــــــقط ...
++بدترین کاری که یه نفر می تونه با دلــت بکنه،اینه که باعث بــشه دیگه ذوق نکنی از بودن هیــچ کس !! ++قصه بگو تا بخوابم... امشب قصه آمدنت را ميخواهم... ميخواني!؟ ساعت ها به اين ميانديشم كه چرا زنده ام هنوز؟ مگر نگفته بودم بي تو ميميرم ... خدا يادش رفته است مرا بكشد يا تو قرار است برگردي؟؟ ++ مرا از بند آويزان كنيد ! سر و ته ... شايد فكرش از سرم بيوفتد !!! من رای میدهم به کسی که قول دهد تمام خیابانهای این شهر را و خاطره هایش را عوض کند!! مببوسم و ميگذارم كنار تمام چيز هايي كه ندارم را ! دست هايت را عاشقي ات را همه را عادت احمقانه اي است چسبيدن به چيز هايي كه ندارمشان...! ++ چه دمدمي مزاج شده احساسم گاهي آرام گاهي باراني "چه بي ثباتم بي تو" ++ درد دارد وقتي چيزي را كسر كني كه با تمام وجودت جمع زده اي ! كوچكتر باشد يا بزرگتر ، چه فرقي ميكند؟؟ بايد آنقدر آدم باشد كه پاي حرفش بماند تا به آرامش برسي !! وگرنه هر نا اهلي بوي گند " دوستت دارم " هاي الكي ميدهد. اين تو نيستي كه مرا از ياد برده اي اين منم كه به يادم اجازه نميدهم حتي از نزديكي ذهن تو عبور كند صحبت از دلتنگي نيست ... صحبت از لياقت است ...! ++ به اندازه همه " نه " هايي كه بايد ميگفتم و نگفتم امروز بايد بگم اشتباه كردم!!! هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !! دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر ++ همه مرا به خنده هاي با صدا ميشناسند؛ اين بالشت بيچاره ،به گريه هاي بي صدا!! وقتي كه از دلتنگيه نبودنت ذره ذره آب شدنم را ميبينم و تو حتي مرا به ياد نمياوري ... پايين بيايي ... بي فايده است ؛ من تو را همينجا ، ميان بازوانم ميخواهم . ++خريدار ندارد ! دلي كه برايت " لك زده " است. چه ساده لوحانه " پایه شده بودم ... برای خیالت که " تخت " شود تا با هر که دلت خواست رویش هرزه گی را معنا کنی ! ++ بی کس و کار شده ام ،اما هنوز مثل تو ... بی همه چیز نشده ام! باز هم جمعه است : يكي بيايد دست اين خاطره ها را بگيرد ببرد گردش ... كلافه كرده اند مرا ،بسكه نق ميزنند به جانم . دائم به زير دلت فكر ميكنم!! خوشي ها دقيقا كجايش زدند؟؟ كه راحت قيد همه چيز را زدي؟!! هر سازي كه زدي رقصيدم بي انصاف يك بار هم تو به ساز من برقص : ببين ... دلم چه " شوري " ميزند ؟!!
ولـ ــے َبرای روزهــا ی باهمـــ بودنمـان تَنـگـــ شده
براے تــو که نه ،
ولے برای "مواظِـ ـب خودت باش" شنیدن تَنـگــ شده
براے تـــو که نه ،
ولے برای نگاهـ ـے که تا پیچ سَرکوچه تعقیبم میکرد تَنـگــ شده
براے تـــو که نه ،
ولے برای دلے که نگرانم میشد تَنـگــ شده
راستش ! براے اینها که نه . . . .
برای خودت .....دلَم خیــلے تَنـگــ شده
اما تــــ ـــــو مهــــربان تــــرینشان بودی ،
عمیـــــق تــــرینشان ،
عــــزیــــــــز تـــرینشان !
بعــد از تــــ ـــو آدم ها
تنها خــــراش های کوچکی بودند بــر پوستـــــم
که هیچ کـــــــدامشان
به پای تـــــ ــــــو نــــــرسیــدند
به قلبــــــم نـــــــرسیدند . . . !
دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت میشـوند ...هـمین!!

بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم......






